به خشم، رنج و انده تکیه نکن. اینها انرژی را از تو برده و عشق را از تو جدا میکند.
از صبح روی کشالهٔ رانم احساس نبض میکنم. احساسی که برای خیلی از ما پیش اومده و شاید تا به حال خیلی به دلایل شروعش اعتنا نکردیم و یا متوجه نشدیم. معمولا برای من هم همینطور بوده و اغلب به گفتهٔ بقیه فکر میکردم که شاید عصبی شدم و یا استرس دارم. ولی تجربهٔ امروز من باعث شد که آگاهی بیشتری از نبضم داشته باشم. با این تفاوت که امروز، من دلیل و زمان شروعش رو فهمیده بودم. این دفعه علتش عصبانی شدن و یا استرس نبود. حتی ترافیک و هوای کثیف هم نبود.
همه چیز از یک تلفن شروع شد و خیلی ساده بدون اینکه تنشی اتفاق افتاده باشه، حرفهای یک دوست نزدیک و از راه نزدیک باعثش بود. حرفهایی که شنیدنش باعث دوری میشد. به نظر خودم هم خیلی حرفهای عجیبی نبود و حتما از نظر دوستم اصلا صحبت خاصی نبود. ولی ناخودآگاه به دلِ من بد نشست.
این نبض پای من تا زمانی ادامه داشت که من متوجه این موضوع نبودم. و لحظهای تموم شد که سعی کردم دلیل این ماجرا رو مرور کنم و تو ذهنم، کلاهم رو قاضی کردم و متوجه شدم که حرفهایی که شنیدم، با قصد ناراحت کردنِ من نبوده و بلکه یک نارسایی مفهوم در هنگام مکالمه بوده.
شاید اینگونه مشکلات باعث شده که من تلفن یا موبایل رو فقط برای نیازهای ضروری دوست داشته باشم. چون فکر میکنم به دلیل اینکه خود زبان دچار نارساییهای انتقال منظور، مفهوم و احساس میباشد، جدا کردن حالتهای صورت و حرکتهای دست از مکالمه، باعث انتقال ناقص پیام سخنگو خواهد شد.
خیلی از مواقع ما متوجه نیستیم که چرا آشفتهایم، و یا چرا روزِِ خوبی نداریم. حتی خیلی وقتها به خودمون شک میکنیم که شاید مریض شدیم یا داریم مریض میشیم. فکر میکنیم که شاید افسرده باشیم و یا گوشهگیر شدیم. ولی بیشتر مواقع هیج کدوم از اینها نیست.
فقط باید متوجه مشکل باشیم و درد رو همراه خودمون نبریم.
در حال زندگی کردن، این امکان رو به ما میده که:
- متوجه تغییرات باشیم.
- متوجه احساسات و دردهای درونی باشیم.
- متوجه گذر زمان و تمام لحظات زیبای حال باشیم و اونها رو به دلیل اینکه در آینده سفر میکنیم، از دست ندهیم.
راه حل شما برای همراه شدن با احساسات و دردها چیست؟ لطفا پیشنهادهای خودتون رو با بقیه شریک شوید.
با ما در تماس بمانید