تمرکز و سادگی؛ از ذکرهای زندگی من. سادگی بسیار دشوارتر از پیچیدگی است: همچنین برای سادهفکرکردن نیاز به تمرین و کوشش فراوان میباشد، ولی ارزش اینکار را دارد؛ به دلیل اینکه در نهایت وقتی به آن درجه از توانایی رسیدی، میتوانی کوه را جابهجا کنی. -استیو جابز
فوت استیو جابز برای همهً طرفدارانش غیر منتظره و ناراحتکننده بود. فوت مردی که دنیای ما را متحول کرد. فردی که باور به «دگر اندیشی» داشت و با پشتکار بسیار، آیندهای متقاوت را برای خود و ما رقم زد.
امروز استیو جابز برای من تنها به عنوان مدیر موفق و انسان خلاق و باهوش یادآوری نمیشود. بلکه شخصیت والای ایشان تأثیرگذاری دوچندان برروی من داشته است.
فوت استیو، باعث شد که مروری مجدد بر زندگیش داشته باشم. و حرفها، سخنرانیها، همایشهایش را دوباره ببینم. ممکنه فیلم سخنرانی معروفش برای فارغاتحصیلان دانشگاه استنفورد رو بارها دیده باشید و مثل من لذت بردهباشید. این سخنرانی، مثل شما برای من حرفها و درسهای زیادی داشته که خیلی مایلم باشما شریک شوم.
در این فیلم استیو بین دانشجویان حاظر گفت: «حقیقت باید گفته شود، من هیچ وقت دانشگاه رو تمام نکردم و این تنها زمانی هست که به مراسم فارغالتحصیلی نزدیک شدم.» او دانشگاه را تمام نکرد، چون نیازی به آن نمیدید. حتی استنفورد به عنوان یکی از بهترین دانشگاههای دنیا هم نتوانست نیاز یادگیری او را فراهم کند.
در این سخنرانی او فقط سه داستان کوتاه گفت و به طور کلی زندگی خودش را در این سهداستان خلاصه کرد. ولی برای شخص من این داستانها بیش از چند داستان کوتاه ارزش داشت. (فیلم کامل سخنرانی را در زیر گذاشتهام.)
داستان یک: اتصال نقطهها
- واگذاری استیو به خانواده جدید پساز بهدنیا آمدن، به شرط فراهمکردن امکان ادامه تحصیل در دانشگاه
- رهاکردن دانشگاه به علت خرج زیاد برای خانواده و علاقهنداشتن به درسهای دانشگاه
- شرکت در کلاس خوشنویسی
- راهاندازی شرکت اپل در پارکینگ خانه بعد از دهسال
درس من: استیو باور داشت اگر هر اتفاقی غیر از این در زندگیاش افتادهبود، امکان تاسیس «اپل» وجود نداشت. او همچنین معتقد بود که امکان اتصال نقطهها، فقط با نگاه به گذشته و نه آینده امکانپذیر میباشد. یعنی نمیتوان برای نقطههای آینده (اتفاقات آینده) برنامهریزیکرد و باید خوشبین بود که نقطههای زندگی به بهترین شکل به یکدیگر متصل شوند.
داستان دو: عشق و فقدان
- پیداکردن زودهنگام کار مورد علاقه
- راهاندازی اپل و گسترش آن در مدت دوسال
- اخراج از شرکتی که خود مؤسس آن بود
- تأسیس دو شرکت نِکست و پیکسار (که به ترتیب توسط اپل و والتدیزنی بعداً خریداری شدند)
- آشنایی با همسر آیندهاش
- بازگشت به اپل
درس من: به اتفاقهای روزمره توجه کن و ایمان داشتهباش که برای دلیلی رخدادهاند. او اطمینان داشت که هیچکدام از موفقیتها بدون اخراجشدن از اپل میسر نبود و تنها عشق و باور به انجامِ کاری که در آن ایمان داشت، باعث شکلگیری مجدد تمام موفقیتهایش بود. «حتی یک لحظه هم در کاری که به آن علاقه نداری، صبر نکن. اگر هنوز پیدانکردی، بازهم بگرد و نگاهکن.»
داستان سه: مرگ
- زندگی در آخرین روز حیات در طی ۳۰سال گذشته
- تغییر در زمانهایی که کارها، ارزش انجام دادنش را نداشته باشند
- مرگ به عنوان بهترین وسیله برای تصمیمگیری
- تشخیص سرطان لوزالمعده و مهلتِ چندماهِ برای زندگی
- بهبودیافتن بعد از عملجراحی
درس من: وقت برای زندگی بسیار کم است. بهتر است که بهترین گزینه برای زندگی را از روی علاقه و برپایهً باورهای خودت انتخاب کنی. «بر روی تعصب و حرفهای بقیه زندگی نکن.»
امروز دنیا انسان بزرگی را از دست داد.
امیدوارم که حرفهای استیو جابز برای شما هم لذت بخش باشد. لطفا درسهایی که شما از استیو گرفتهاید را با بقیه شریک شوید.
عکس از اپل



1 دیدگاه
خاموش says:
مهر ۱۸, ۱۳۹۰ - ۵:۳۹ ق.ظ (UTC 4.5 )
از کجا معلوم که؛
انسان بزرگی امروز «دنیا» را از دست نداده باشد؟!
.
.
.
.
.
.
.
درس من: ناچیزترین چرخش امروز، به فردایی بسیار متفاوت خواهدت بُرد.
_____________________
مختصر و مفید گفتید، کلی لذت بردیم.
ممنون!